الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

208

الغدير ( فارسي )

نمود ، و بقبه را بر او بخشيد . ملك صالح ، به فرمانرواى روم : قليچ ارسلان بن مسعود ، در مورد تفاخرى كه ميان او و ميان نور الدين محمود بن رنگى وجود داشت ، چنين نگاشت : نقول و لكن اين من يتفهّم و يعلم وجه الرّأى و الرأى مبهم - مىگويم . اما كيست كه بفهمد ، و راه صواب را با آنكه تيره باشد ، باز شناسد . - نه هر كه شدائد زندگى را بيازمايد ، به كارهاى شايسته تر توفيق يابد . - هيچكس پاينده و برقرار نيست ، احدى از فرمان قضا گريز ندارد . - رواست پس از سالها گير و دار كه دشمن تلخى جنگ و جدال را چشيد . - بدين اميد كه با هم كنار آئيد ، راه مراوده و گفتگوى صلح باز كنيد ؟ - پرهيزكارى نيست كه تنها خدا را به ياد آرد ؟ در جمع شما مسلمانى يافت نشود ؟ - بيائيد تا يار همدگر باشيم ، باشد كه خداى عزيز دين ما را يارى دهد . - با عزمى راسخ سوى دشمن تاخت آريم ، بلاد آنان پى سپر سم ستور سازيم . * قسمتى از اشعار ملك صالح در ضمن شرح حال فقيه عمارهء يمنى خواهد آمد ، و تا آنجا كه من واقف شده‌ام ، بيش از هزار و چهار صد بيت از اشعار او در بارهء خاندان رسول است ، چه در زمينهء مدح و ستايش ، و يا در سوك و ماتم ، كه تمام آن را سرورمان ، علامه ، سيد احمد عطار ، در كتابش « رائق » ثبت كرده ، و گويا چيزى كه معتنابه باشد ، از او فوت نشده است . شرح حال ملك صالح در بسيارى از كتابهاى تاريخى و فرهنگ رجال مضبوط است از جمله : وفيات الاعيان 1 / 259 كامل ابن اثير 11 / 103 خطط مقريزى 4 / 81 تاريخ ابن كثير 12 / 243 روض المناظر ، ابن شحنه تاريخ ابو الفداء 3 / 40 مرآة الجنان 3 / 310 انوار الربيع 312